علي بن محمد التركه ( صائن الدين علي تركه )

50

شرح گلشن راز ( فارسى )

عالم ارواح كرد كه عبارت از وجود علمى به وجود عينى آمدن است ، و انجام عالم اجسام كرد ، كه آن متعين شدن حقيقت است به تعين شخصى و صورت حسى . جهان خلق و امر آنجا يكى شد * يكى بسيار و بسيار اندكى شد يعنى در آن وقت كه آغاز و انجام عالم ارواح و عالم اجسام مىشد ، بدان معنى كه گفته شد ، كه روح و جسم يكى مىشوند ، بدان معنى كه به يك وجود موجود مىباشند ، - يكى بسيار و بسيار اندكى شد - يكى كه آن حقيقت نوعيه انسانى است ، بسيار است به اعتبار افراد و اشخاص ، و بسيار اندكى مىشود ، به اعتبار ماهيت و حقيقت . هم از وهم تو است اين صورت غير * كه نقطه دايره است از سرعت سير 8 اين بيت جواب سؤال مقدر است ، تقدير سؤال آن است كه تو گفتى كه يكى بسيار مىشود و در اصول مقرر است كه حق واحد حقيقى است و غير نيز وجود ندارد ، جواب مىفرمايد كه اين تعدد و كثرت كه مرئى و مشاهده است ، وجود اين‌ها همه وجود وهمى و خيالى است ، يعنى نمودى است بىبود . همچنان‌كه نقطه آتش را كه تيز بگردانى ، صورت دايره‌اى مرئى و محسوس مىشود ، و فى نفس الامر آن دايره موجود نيست ، نمودى است بىبود ، و پس در حقيقت يكى بسيار نشود ، ولى يكى بسيار نمايد . و از جهت ظهور چندين هزار مشارق مظاهر اسما رخ نمايد ، همچنان‌كه نقطه آتش نيز از جهت سرعت سير دايره‌اى نمايد ، و فى الحقيقة نيست . يكى خط است از اوّل تا به آخر * بر او خلق جهان گشته مسافر يعنى از مرتبهء روح و قوت تا مرتبهء جسم و تعين عينى در سير و سلوك صورى و معنوى يك طريق است معين ، كه موجودات عالم از ازل